العلامة المجلسي
15
مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى )
جهل را مطلقا از او نفى كنى ، و به اثبات قدرت بايد كه ضدّ آن را كه عجزاست مطلقا از او نفى كنى . و همچنين به اثبات حيات ، نفى ضدّ آن بايد كرد كه مرگ است و به اثبات عزت ، نفى ضدّ آن بايد كرد كه مذلّت است ، و همچنين به اثبات حكمت و حلم و عدل ، نفى خطا و تعجيل و ستم بايد كرد . « 2 » تمام شد كلام كلينى رحمه اللّه . و تحقيق كلام اين دو بزرگوار موقوف بر چند مقدّمه است : أوّل : بيان عينيب صفات حقيقيه است آنچه از احاديث متواتره و ادلّهء عقليّه معلوم مىشود آن است كه بايد اعتقاد كرد كه « صفت موجود » ، زايد بر ذات مقدس نمىباشد ، و الّا لازم آيد كه حق تعالى در كلام محتاج به غير باشد و آن نيز محال است . و ايضا آن صفات اگر محتاج به علّت نيستند چندين واجب الوجود لازم آيد ، و اگر محتاج به علّت باشند و علّت غير خدا باشد ، خدا محتاج به غير باشد در وجود و جميع كمالات ، و اگر مستند به ذات حق باشند تأثير خدا در آنها موقوف باشد بر اتّصاف به آن صفات . پس اگر موقوف بر عين آن صفات باشد دور لازم آيد ، و آن محال است . و اگر محتاج به صفات ديگر مثل آنها باشد نقل كنيم سخن را در آن صفات ، و تسلسل لازم آيد ، و آن نيز محال است . و اشاعره از أهل سنت قائل شدهاند به زيادتى صفات ، و بر ايشان لازم آمده است قول به تعدد آلهه ، چنانچه فخر رازى كه از افاضل علماى ايشان است گفته است : كه حق تعالى حكم كرده است به كفر نصارى كه به سه خدا قائل شدهاند ، و اصحاب ما يعنى اشاعره به هشت خدا قائل شدهاند . و قائلان به عدم زيادتى صفات چهار مسلك دارند : مسلك اوّل : قول جماعتى است كه به نفى صفات قائل شدهاند ، و مىگويند : اثبات صفت وجودى براى حق تعالى نتوان كرد ، پس اثبات علم براى خدا به نفى جهل
--> ( 2 ) . اصول الكافى ج 1 / 111 - 112 .